نرخ ارز و هدفمندسازی یارانه‌ها


دولت چین به صورت غیر تعادلی‌دلار را گران نگه می‌دارد بوش و اوباما همواره با این سیاست دولت چین مشکل داشته‌اند که به هر نحوی (پول چین) باید تقویت شود. می‌توان حتی ادعا کرد بخش عمده‌ای از رشد صادرات چین و همچنین رشد اقتصادی این کشور از تضعیف پول ملی ناشی شده است.
  

1. فواید نرخ ارز گران چیست؟ 
مصرف‌کنندگان داخلی و خارجی با دو کالا در مقابل خود مواجهند. کالای ایرانی یا کالای مثلا چینی. ابتدا اجازه دهید مساله مصرف‌کننده داخلی را حل کنیم. وی می‌تواند با 1000‌تومان امروز کالای مشابه داخلی و خارجی را بخرد. فرض کنید نرخ ارز 1000‌تومان است. بنابراین کالای خارجی یک‌‌دلار است. فرض کنید فردا نرخ ارز 800‌تومان می‌شود (در این حالت پول ملی تقویت شده است) در این صورت کالای خارجی همان یک‌دلار یا 800‌تومان در داخل به فروش می‌رسد. بدیهی است که مصرف‌کننده داخلی منافع خانوادگی‌اش را به منافع ملی ترجیح می‌دهد و کالای خارجی را می‌خرد. اتفاقی که افتاده است این است که با ارزان شدن نرخ ارز کالای داخلی از بین می‌رود و البته صادرکننده ما هم توانایی صادرات را از دست می‌دهد؛ چرا که در مثال فوق کالایش 25/1‌دلار در خارج به فروش می‌رسد. حال سوال این است که در نهایت چه می‌شود؟ تولید‌کننده داخلی دو راه‌حل بیشتر ندارد یا ورشکست می‌شود یا مجبور است با سود کمتر یا ضرر به قیمت 800‌تومان بفروشد؛ چرا که بازار خارجی رقابتی است و قیمت را به 800‌تومان می‌رساند(2). پیش از آنکه بخواهم از این مثال ساده (که اکثر حقیقت را بیان می‌کند) نتیجه‌ای در خصوص سیاست‌گذاری بگیرم ترجیح می‌دهم در پی اثبات این مثال باشم. در مقاله معروف؛ برستین و دیگران با بررسی داده‌های خرد قیمت کالاها در کشور آرژانتین (و کشورهای دیگر ) نشان می‌دهد که مثال فوق دقیقا برقرار است. یعنی با تقویت پول ملی تولیدکنندگان داخلی مجبور می‌شوند ارزان کنند(3) ایده‌ای که وی استفاده می‌کند این است که یخچال ژاپنی که یک ایرانی مصرف می‌کند ترکیبی از محصول ژاپنی و ایرانی است. آن بخش از یخچال که ناشی از حمل و نقل است، کالایی داخلی است. اگر بتوان با داشتن آمار دقیق این بخش را جدا کرد می‌توان مشاهده کرد که دقیقا اثر فوق کار می‌کند. این گروه مطالعاتی، مقالات دیگری هم در این راستا دارند که مطالعه آنها می‌تواند به شما دید لازم را بدهد. در همین سطح سواد اقتصادی می‌تواند به شما مهم‌ترین دید در خصوص سیاست نرخ ارز را بدهد. به زبان ساده گران‌ کردن نرخ ارز حمایت از تولیدکننده داخلی است. این سیاستی است که بسیاری از کشورهای در حال توسعه برای رشد خود پیگیری می‌کنند. در ادبیات کتاب‌های بسیاری و البته مقالات زیادی در خصوص اینکه دولت چین به صورت غیر تعادلی‌دلار را گران نگه می‌دارد وجود دارد(4). بوش و اوباما همواره با این سیاست دولت چین مشکل داشته‌اند که به هر نحوی رمیمبی (پول چین) باید تقویت شود. می‌توان حتی ادعا کرد بخش عمده‌ای از رشد صادرات چین و همچنین رشد اقتصادی این کشور از تضعیف پول ملی ناشی شده است.

2. چگونه می‌توان نرخ ارز را  گران کرد؟ 
در کشورهای چین، اندونزی، مالزی و … که ادعا می‌شود به صورت مصنوعی پول ملی‌شان را تضعیف کرده‌اند؛ دولت‌ها با خرید ارز موجود در بازار به این مهم دست یافته‌اند، البته این کشورها به‌دلیل تجربه بد فرار سرمایه سال 1997 انگیزه بیشتری برای انبار اوراق قرضه آمریکایی داشته‌اند و بنابراین تمایل بیشتری برای خرید‌دلار و گران ‌کردن‌ دلار داشته‌اند. انگیزه این سیاست هرچه بوده، خرید‌دلار موجب افزایش نرخ ارز و افزایش صادرات بوده است، البته بدیهی است که این کشورها نمی‌توانند به صورت دائمی‌دلار بخرند؛ چرا که این امر منابع بی‌نهایت می‌خواهد، بنابراین این کشورها نرخ خرید‌دلار را در سال‌های اخیر کم کرده‌اند و کمی موجب تقویت پول ملی‌شان شده‌اند. در کشورهای پیشرفته با نرخ‌های ارز تعادلی عوامل بسیار دیگری برای تغییرات نرخ ارز وجود دارد. از تقاضا برای خرید و فروش سهام گرفته تا راننده‌های حقیقی مانند شوک‌های تکنولوژیک. (5) اما آنچه در خصوص ایران بسیار اثرگذار است همان اتفاقی است که در دیگر کشورهای درحال توسعه افتاده است؛ یعنی مداخله دولت. آنچه بدیهی است و بدفهمی رایج در میان اقتصاددانان ایرانی است، آن است که قیمت‌دلار در این کشورها هم تعادلی نیست. این کشورها به صورت غیرمصنوعی‌ دلار را گران نگه می‌دارند. آنچه ادعای من است این است که در ایران هم دولت سعی می‌کند به دلایلی نرخ ارز را گران کند، اما توانایی این کار را ندارد. بنابراین آنچه برای دولت بسیار با اهمیت است ضرب دو رقم تعداد‌دلار فروخته شده در قیمت هر‌دلار است. طبیعی است چون قیمت‌دلار نسبت به حجم‌دلار موجود در بازار نزولی است؛ بیشینه سازی این مساله جوابی بدیهی ندارد. از قضا مدعای من این است که دولت برای بیشینه کردن این رقم از ریختن بخشی از‌دلار خود به بازار صرف‌نظر می‌کند؛ چرا که دولت ایران بخشی از‌دلار خود را به بانک مرکزی می‌دهد و ریال طلب می‌کند که موجب افزایش پایه پولی و تورم می‌شود. یعنی دولت واقعا‌درصدد این است که‌ دلار گران شود نه برای حمایت از صنایع که برای پرداخت حقوق و... . کسانی که ادعا می‌کنند که اگر ‌دلار تعادلی شود گران‌تر می‌شود به این نکته توجه نمی‌کنند که‌دلار تعادلی یعنی دولت همه پول نفت را به بازار بریزد که قطعا‌دلار ارزان می‌شود. از سوی دیگر اگر اقتصاددانی به دولت پیشنهاد کند که ‌دلار کمتر به بازار بریز تا ‌دلار گران شود باید برای دولت محل خرج‌دلاری جدید خلق کند. پس خلاصه این بخش اینکه برای گران کردن ‌دلار باید دولت ایران‌دلار کمتری به بازار بریزد و خود دولت نیز چنین انگیزه‌ای دارد.

3. دولت با‌دلارهای نفتی چه کند؟
اجازه بدهید مانند تمام مسائل اقتصادی برای حل این مساله به ساده‌سازی دست بزنیم. اگر دولت به کارکنانش به‌دلار حقوق بدهد باز فرقی نمی‌کند آنها‌دلار را به بازار می‌برند و‌دلار ارزان می‌شود. تنها راه اینکه ‌دلار گران بماند و دولت منابع‌دلاری خود را خرج کند این است که در نهایت این‌دلارها خرج واردات موادی شوند که اگر‌دلار وجود نداشت تقاضایی هم برای آنها وجود نداشت! مثلا فرض کنید در حالت فعلی هیچ کارآفرینی حاضر نبود روی کارون یک سد دیگر بزند. اما اگر دولت به وی یارانه بدهد وی حاضر می‌شود ژنراتور بخرد یا وی حاضر می‌شود پالایشگاه بزند یا دکل حفاری چاه‌های نفتی را بخرد. در هر سه این مثال‌ها ‌دلار خرج واردات کالایی شده است که تقاضایش تازه به وجود آمده است. بنابراین اولین پیشنهاد این است که دولت این‌دلارهای اضافی را وام بدهد. قسمت سخت مساله این است که کارآفرین چگونه پول دولت را پس بدهند. فرض کنید (مانند طرح صندوق ذخیره ارزی دولت خاتمی) قرار باشد که کارآفرین به‌دلار قرضش را پس بدهد. در این صورت مشکل صندوق ذخیره پیش می‌آید اولا متقاضی این چنین وامی بسیار کم است؛ چراکه درآمد آتی وی به ریال است و بخش بزرگی از مخارج (نیروی انسانی و مواد اولیه) به ریال است و پرداختی وام به‌دلار است و کارآفرین می‌بایست تمام ریسک نوسانات ارز را متحمل شود، بنابراین متقاضی چندانی برای این وام وجود ندارد. دوم آنکه اگر بازپرداخت هم به‌دلار باشد، عملا‌دلار دولت خرج نشده است و نمی‌تواند کمکی به مخارج ریالی دولت بکند. اگر قرار باشد بازپرداخت کارآفرین به ریال باشد؛ سوال این است که نسبت تبدیل ریال به‌دلار را چقدر بگیریم. اگر به نرخ ارز سال پایه بگیریم همان مشکل ریسک بالا وجود دارد. این مساله خیلی سختی است و من جواب اولیه برایش ندارم و کسانی‌که کورپوریت فایننس خوانده است باید مکانیزمی طراحی کنند، اما جواب اولیه من این است که از سرمایه اولیه که خریداری شده است همان اندازه که دولت وام داده؛ سهام دولت است. طی قرارداد مثلا 30 ساله شرکت متعهد می‌شود هر سال معادل ارزش حال 1/30 سرمایه اولیه را پرداخت کند و کل کارخانه را در 30 سال صاحب شود، اما به هر حال به عنوان نتیجه‌گیری دولت اگر بخواهد‌دلارش را خرج کند و در عین حال‌دلار ارزان نشود باید خرج واردات کالاهایی شود که در حالت معمولی تقاضایش وجود ندارد و همه سرمایه‌گذاری است(6).

4. آیا افزایش نرخ ارز شرکت‌ها را ورشکسته نمی‌کند؟ 
برخی ادعا می‌کنند؛ افزایش نرخ ارز قیمت نهاده را برای تولیدکننده زیاد می‌کند و بنابراین برایشان شرایط تولید سخت‌تر می‌شود. این استدلال به تمام غلط است. اولا آنکه اگر تولیدکننده داخلی هیچ ارزش افزوده‌ای نداشته باشد تنها واردکننده نهاده باشد، خوب افزایش قیمت ارز هم قیمت نهاده را زیاد کرده و هم قیمت کالای نهایی را. در خرد مقدماتی می‌خوانیم که افزایش قیمت همه نهاده‌ها و کالای تولیدی سود را زیاد می‌کند. پس این استدلال کاملا غلط است، اما اشتباه این استدلال در این است که نمی‌بیند که حتی اگر قیمت نهاده زیاد شده باشد بخشی از نهاده محصول کار و ارزش افزوده داخلی است که این بخش سود واقعی است و عملا با گران شدن ارز، این بخش است که زیاد می‌شود و هدف افزایش نرخ ارز همین بخش تولید داخلی است. نکته دیگری که در این استدلال تمام فراموش شده است عقلانیت تولیدکننده است، تولیدکننده عاقل است. وی با نرخ ارز جدید تصمیم جدیدی در خصوص نهاده‌ها می‌گیرد. اگر نرخ ارز زیاد شود وی بیشتر از نهاده‌های ایرانی استفاده می‌کند و کل فلسفه افزایش نرخ ارز همین است. به عنوان مثال ایران‌خودرو اگر ارز گران شود اولا آن بخشی که تولید داخلی است، از جمله ارزش افزوده خودش ارزش بیشتری دارد. دوما ایران خودرو تصمیم می‌گیرد از رنگ داخلی به جای خارجی استفاده کند. ولی اگر مشابه این چند سال نرخ ارز ارزان شود تمام رنگ مصرفی را خارجی می‌کند به نحوی که الان اکثر تولیدکنندگان رنگ
ورشکسته شده‌اند.
5. آیا افزایش قیمت انرژی بنگاهی را ورشکسته می‌کند؟ 
با اطمینان پاسخ این سوال مثبت است. اما پاسخ مثبت به این سوال نشانه خوبی است و نه نشانه بد. امثال این مقاله در ادبیات زیاد هستند که استدلال می‌کنند ورشکستگی بنگاه‌ها خود عامل محرکه اقتصاد هستند. این ورشکستگی نشانه خارج شدن تکنولوژی بد و ورود تکنولوژی بهتر در آینده است. بنابراین اصلا نباید نگران بود که در اثر یک سیاست اقتصادی صحیح بنگاه‌هایی که از رانت استفاده می‌کرده‌اند و در قیمت‌های نسبی جدید سودده نیستند و خارج شوند. اما این سوال از لحاظ نظری پابرجا است که چقدر واقعی کردن قیمت انرژی در افزایش هزینه‌های شرکت‌ها موثر است. پاسخ من ناچیز است. 
در مقاله‌ای راجع به مکزیک که یکی از معدود مقالاتی است که سهم انرژی و دیگر نهاده‌ها را به خوبی تخمین زده است، حدود 10‌درصد از هزینه نهاده‌ها مربوط به انرژی است. این عدد برای من ملموس است. در ایران تولیدسرانه حدود 5000‌دلار است و بنابراین برای کل کشور 60 میلیونی، تولید حدود 300‌میلیارد‌دلار است. حدود 60‌میلیارد‌دلار مصرف انرژی ایران است که می‌توان ادعا کرد نیمی از آن مصرف خانگی است و بنابراین 30‌میلیارد‌دلار مصرف تولیدی است. حدودا همان 10‌درصد می‌شود. حالا 10 نه 15‌درصد. قیمت‌ها قرار است سالی حداکثر 100‌درصد افزوده شود (در 5 سال به صورت میانگین 500‌درصد) که حداکثر به مخارج بنگاه‌ها 15درصد افزوده می‌شود. در این محاسبه تخمینی من اثر جانشینی را لحاظ نکرده‌ام. قیمت انرژی که زیاد شود هم بنگاه‌های انرژی‌بر تعطیل می‌شوند و هم هربنگاه انرژی کمتری مصرف می‌کند و بنابراین مصرف سرانه انرژی کم می‌شود. بنابراین تخمین من این است که کل هزینه‌های بنگاه سالی 10درصد افزوده شود. 
6. آیا با اجرای هدفمندسازی یارانه‌ها دولت می‌تواند نرخ ارز را گران کند؟
جواب به این سوال بله است. یکی از نقاط قوت طرح می‌تواند همین موضوع نرخ ارز باشد. عملا دولت بنزین را به ایرانی‌ها می‌فروشد و از آنها ریال می‌گیرد و در عوض می‌تواند مخارج خودش را توسط درآمد ریالی ناشی از هدفمندسازی یارانه‌ها تامین کند. چرا که متعهد است نیمی از این درآمد را به خانواده‌های کم‌درآمد تخصیص دهد و مابقی را می‌تواند خرج خودش کند و کمک به بنگاه‌ها را به صورت‌دلاری انجام دهد (نیمه دیگر را) این برای دولت می‌تواند فرصت استثنایی باشد اما در عین حال می‌تواند مانند یک خودکشی باشد. لایحه هدفمندسازی یارانه‌ها مانند یک جراحی یک بیمار می‌باشد. دکتر می‌تواند بیمار را معالجه کند و می‌تواند بیمار را با یک اشتباه به کشتن دهد. این طرح موجب ورشکستگی‌های بزرگی در کشور می‌شود. مطالعات زیادی انجام شده است که یک سلسله از ورشکستگی‌ها می‌تواند به ورشکستگی‌های بیشتر و حتی به بحران مالی منجر شود. این جراحی به هرحال خونریزی دارد که در بلندمدت مفید است، ولی به شرطی که دولت سیاست‌هایی را ارائه کند که جلو ورشکستگی‌های دیگر را بگیرد. حمایت‌های مالی دولت برای جلوگیری از سلسله ورشکستگی‌ها؛ حتما مانند فرورفتن در باتلاق مرگ است. چرا که برای جلوگیری از ورشکستگی، تقاضا برای رانت دولتی هیچ گاه تمامی ندارد (7) علاوه بر اینکه به تورم‌های سرسام‌آور و کسری بودجه بالا منجر می‌شود. در این حالت می‌توان گفت مرگ اقتصاد فرارسیده است. تنها راه نجات دولت گران کردن نرخ ارز است. 
پس اگر دولت می‌خواهد موفق شود، باید همین الان در لایحه قرار دهد که نرخ ارز را سال آینده حداقل 30درصد (8) گران می‌کند. بدون این بند لایحه هدفمندسازی یارانه‌ها موفق نمی‌شود.(9)
پاورقی
1 - در انگلیسی می‌گویند کالای numeraire.
2 - توجه دارید که ما فرض کردیم کیفیت دو کالا یکی هستند. یک حالت محتمل دیگر تولید با کیفیت کم تولیدکننده داخلی است تا از قدرت فروش خود در سراسر کشور سود جوید. به عبارت دیگر شرکت ژاپنی حاضر نیست هزینه اولیه نمایندگی فروش را در دهات بدهد و آن بازار را به دست تولیدکننده داخلی می‌دهد تا زمانی‌که پول ملی آنقدر تقویت شود که ژاپنی محصولش را به دهات هم بفرستد. به همین دلیل مشاهده می‌کنیم تولیدکنندگان ایرانی عمده فروششان در شهرستان‌های کوچک است.
3 - و به قول معروف قضیه PPP کاملا صادق است. قیمت در دو طرف مرز یکی است و اصطکاکی وجود ندارد.
4 - یک راه جالب برای اثبات این مدعا محاسبه قیمت یک همبرگر مک دونالد در کشورهای مختلف است. چون این کالا دقیقا یک تکنولوژی یکسان دارد. با ناباوری کامل این مطالعات نشان می‌دهند که دولت چین در میانه دهه نود تا 70درصد رمیمبی را ارزان نگه می‌داشته و بعد از اصلاحات اقتصادی در 2002 همچنان‌ ‌دلار تا 30درصد گرانتر نگه داشته می‌شوند. البته روش‌های دیگری هم وجود دارد.
5 - این مقاله و این وبلاگ محل دادن درس اقتصاد بین‌الملل نیست و بنابراین من عوامل دیگر را اصلا اشاره نکرده‌ام.
6 - یک راه‌حل مرسوم دیگر سرمایه‌گذاری دولت در کشورهای خارجی است. مدافعان این طرح ادعا می‌کنند که سرمایه‌گذاری خارجی دولت از پدیده بیماری هلندی جلوگیری می‌کند. من چندان با این استدلال موافق نیستم. اما سوالی که من همیشه داشته‌ام این است که خوب فرض کنیم دولت سرمایه‌گذاری خارجی کرد، بعد برایش درآمد ایجاد شد. همه این‌ها به‌دلار است. آخرش چی؟ این سرمایه‌گذاری خارجی به چه کار می‌آید؟ اگر بگویید این برای وقتی است که درآمد نفتی کم شد از آن مصرف کنیم. من کاملا موافق هستم و البته می‌توانم استدلالات بیشتری بیاورم. اما همه ادعای من این است آن ضربه گیر درآمد نفت حداکثر 20‌میلیارد‌دلار است نه سالی 40‌میلیارد‌دلار. ما داریم در مورد آزاد شدن 60‌میلیارد‌دلار یارانه نفتی صحبت می‌کنیم. اما چرا در ادبیات از سرمایه‌گذاری در کشورهای دیگر دفاع می‌کنند؛ عمده دلیلش کم کردن ریسک است. در ایران هم همین مورد صادق است.
7 - اگر من شرکتی باشم که درحال ورشکستگی هستم و می‌دانم که دولت از من حمایت می‌کند تا ورشکسته نشوم همواره خودم را در حال ورشکستگی جا می‌زنم تا بیشترین پول را از دولت بگیرم. همین مشکل در آمریکا هم پیش آمده است. بنابراین هیچ گاه حمایت‌های دولتی نمی‌تواند مانع ورشکستگی شود.
8 - عدد 30‌درصد را از جمع میزان تورم 20‌درصد و 10‌درصد افزایش قیمت نهاده‌های تولیدی ناشی از انرژی به دست  آورده‌ام.
9 - در این مقاله من اشاره‌ای به تجربه تعدیل دوران‌ آقای هاشمی نکرده‌ام. که خود بحث مجزایی می‌طلبد. در آن برهه هم اجرای سیاست‌های اصلاحی جداگانه به فروپاشی اقتصادی منجر شد. از قضا مهم‌ترین اصلاحات معطل مانده در تعدیل همین اجرای سیاست اصلاحی در نرخ ارز بود. مطلب دیگری که من به آن نپرداخته‌ام‌دلاریزیشین است. هم چنین من اصلا در خصوص اقتصاد سیاسی اصلاحات ارز صحبت نکرده‌ام. گران شدن ارز برخی طرفداران سنتی و بازاری دولت را بسیار متضرر می‌کند. همچنین در خصوص نرخ ارز و روند سرسام‌آور نرخ ارز و تجارت جهانی صحبت نکرده‌ام. در خصوص سرمایه‌گذاری در بانک‌های ایرانی به‌دلار نیز اصلا اشاره‌ای نکرده‌ام. 
http://www.pnudarik.blogfa.com/post-85.aspx

خاطرات اولین کارگر ایرانی صنعت نفت ایران

خاطرات اولین کارگر ایرانی دارسی

یک روز پیش از پرداخت حقوق، اعلان عمومی می شد. کارگران در ساعت مقرر شده مقابل میز آکانتنسي (حسابداری) صف می کشیدند و ژتون دستمزد ماهانه خود را در مقابل امضای یک رسید پرداختی تحویل می گرفتند و آنگاه می توانستند آن را در خزانه آکانتینگ به عنوان پس انداز نگه دارند و یا اینکه حقوق خود را از مسئول صندوق دریافت کنند. البته حقوق و تسهیلات کارگران ایرانی در مقایسه با آنچه کارکنان انگلیسی و هندی از آن برخوردار بودند وضعیت مناسبی نداشت. کارکنان انگلیسی از دریافت حق بدی آب و هوا، حق مسافرت، حق خرید مشروب و مهمتر حق دوری از وطن علاوه بر دریافت حقوق هفتگی خود برخوردار بودند....

نخستين قطره خون سياه دل وطن كه از درون پر رازش در سحرگاه سه شنبه 5 خرداد 75 متر به آسمان فوران كرد و فواره اي سياه و بد بو را در فضا پراكند، صدها فرسنگ آنسو تر از «دره خرسون» در «طهران» نواي آرام و دل انگيز فواره حوض کاشی آبي با بوي غنچه هاي گل محمدي اطراف آن، پراكنده بود در باغ زيباي قصر، مظفرالدين شاه را نوازش مي داد تا خواب خوش و عميقش بر هم نخورد.


الله داد مهوش كارگر جوان 31 ساله بختياري اما اين سو خسته از برآمدن و نشستن آفتاب هر روزي، لب تشنه در برهوت تلاش و تنهايي خود، به برج سیاه دهشتناكي که نور ظفر صبح پنجم خرداد 1287 را بر تيم حفاري رينولدز محو مي كرد و بوي بد آن سرگرد ويلسن دوست و همكار و نماينده ارشد جورج رينولدز را در نفتون (محل دکل حفاری رینولدز) از هوش برده بود مي نگريست و اگر نبود الله داد شايد اندكي پس از ارسال خوش ترين خبر تاريخ قرن بيستم، خبر نخستين قرباني نفت ايران نيز به رینولدز و سپس به دارسي مخابره مي شد.

اما الله داد خوشحال از پايان تراژدي كشف نفت، انسان دوستانه تلاش براي حفظ جان سرگرد ويلسن را مهمتر از مشاهده برج سياه نفت سرزمينش مي ديد و كوشش هاي او بود كه ويلسن توانست دوباره ببيند آنچه را كه پنج سال در انتظارش بود؛ و آنگاه سرگرد انگليسي شادماني اش را با پايكوبي حفاران و كارگران كه به دور دكل حفاري هلهله مي كردند، تا هنگام طلوع خورشيد نو بر نفتون و دره خرسون قسمت مي كرد.

شايد كسي با تمام خستگي آن روزها مهم نبود برايش كه بنگارد آنچه را كه يك روز در صد سالگي براي تمام ايرانيان مهم باشد. حتي شايد كسي در طول زندگي الله داد از او نخواست تا بگويد آنچه پيش و پس از ساعت 4 صبح بر او رفته است و آن را ثبت كند اما امروز عبدالرضا مهوش فرزند 70 ساله الله داد مهوش مي تواند اندكي با فشار بر حافظه خود از زبان پدر بگويد و ما را با روزنه هاي تازه اي از آن روز تاريخ ساز ايران آشنا كند؛

 پدر مي گفت ساعت حدود چهار صبح 25 ربیع الثانی (1326 قمری ) بود، با دكل حفاري كمتر از 10 متر فاصله داشتم، تشنه بودم و مي خواستم از درون هبانه (Hobbaneh) ( ظرف سفالی مخصوصي كه دور آن را كنف پيچ مي كردند تا آب آشامیدنی ویژه کارگران در درون آن خنك بماند) كه آب زيادي هم نداشت، به قدر رفع عطش بنوشم، متوجه لرزش زمين شدم احساس كردم از تشنگي مفرط است كه اين حالت را حس مي كنم اما لرزش زمين شديد تر شد و آنگاه تصور كردم زلزله اي در راه است؛ كمي بعد ناگهان صداي غرشي به گوشم رسيد سر كه برگرداندم نفت سياه را ديدم با صدايي همچون سيلي كه از كوه سرازير شده باشد به آسمان رفت، بوي عجيبي شبيه شيره و صمغ درخت بلوط در فضا پيچيد. سرگرد ويلسن كه طبق عادت هر شب، بيرون از چادر سفيدش بر روي تخت فلزي و فنري خود به خواب عميقي فرو رفته بود را ديدم، خواب آلوده از هيبت و غرش زمين هراسان بيدار شد و درست شبيه پرنده اي كه از قفس آزاد شده باشد به سمت دكل خيز بلندي برداشت، ترس و شادماني در او به هم در آميخته شده بود. هنوز چند قدم بيشتر از تخت خوش خوابش فاصله نگرفته بود كه كنترل خود را از دست داد و بر زمين افتاد. به سمتش دويدم، آب كمي كه در دست داشتم روي پيشاني و صورتش آرام ريختم، كوتاه و سخت نفس مي كشيد، ترسيده بودم و صداي غرش فواره نفت مانع از رسيدن فرياد و هياهوي من به گوش دکتر یانگ و ديگر اعضاي گروه مي شد وقتي ويلسن را كاملا بي حس و بي هوش ديدم اطراف قلب و شانه هايش را مالش دادم، ناگهان چشمانش به سختي تكان خورد و لرزيد و آنگاه چند بار سرفه كرد و به دشواري گفت: " مالا!  اويل ، اويل " ( ويلسن و كاركنان انگليسي الله داد را مالا صدا مي زدند) و بعد به فواره نگاه كرد و نفس عميقي كشيد. کوتاه سخن ویلسون به من توان داد تا برخیزم و دکتر یانگ را به یاری بطلبم و بر بالین ویلسن حاضر کنم. دکتر یانگ شادی نیمه تمام خود را رها کرد و اجازه نداد تا شیرینی سحرگاهي اش به کام رینولدز و گروه حفاری تلخ شود و ازبین برود. ویلسن را دوباره بر روی تختش خواباندیم و او شاد بود که می تواند نهایت شادی را حس کند. اندکی بعد برخاست و به سمت دكل رفتيم. خورشید پنجم خرداد داشت کم کم نور تازه ای بر دره خرسون مسجد سلیمان می تاباند. دكتر يانگ، مك ناتل، سي مارك و تمام كارگران و حفاران دست در دست هم داده، حلقه زده بودند و به دور دكل مي چرخيدند و آواز می خواندند. يكي از حفاران انگليسي در ميان هلهله كارگران بلند آواز مي خواند و من تنها عبارت آور اويل ! آور اويل! (our oil! our oil!) او را مي شنيدم.  

و نفت فواره مي زد و تاريخ پر فراز و نشيب ايران زمين ورق مي خورد... البته ویلسن هیچگاه و حتی در خاطرات خود نیز از آن شب و بلایی که متحمل شد و مهمتر از همه تلاش یک کارگر ایرانی برای نجات جانش را نگفت و به ثبت نرساند. اما آنچه که مهم بود روان شدن جوی های پر از نفت سیاه فلات ایران زمین بود در صبح پنج خرداد که همچون روان شدن خون از قلب به رگان سرخ تن، در سرزمین کهن ما جاری شد و جان تازه ای به ایران زمین ومردمانش هدیه داد.
 
الله داد مي گويد: همچنان که کارگران مشغول عملیات مهار و کنترل خروج نفت از چاه بودند، هلهله و شادي و بي طاقتي ويلسن منتظر به بر‌آمدن خورشيد تا صبح ادامه داشت تا پيام واقعيت روياي 10ساله رنج و تلاش براي كشف نفت در اين سوي زمين را به جورج رينولدز كه سه روز پيش از آن (دوم خرداد 1287) نفتون را به مقصد اهواز - محل دفترش - ترك كرده بود و مهمتر به انگلستان تشنه، مخابره كند.
 


 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
اولین تلگراف مخابره شده حاوی خبر کشف نفت در ایران از بصره به لندن
متن پایین تلگراف:masjid sulaman 26/5/1908    NO 1 weel dept 1180 feet  
 
اما   نفت همچنان هدر می رفت و همه کارگران در تکاپوی مهار چاه و چاره اندیشی برای رفع این معضل بودند. یک پیک
ویژه مامور رساندن خبر به جورج رینولدز شد. رینولدز بلافاصله پس از دریافت خبر خوش کشف نفت، از طریق دفتر پست و تلگراف بریتانیا در بصره عراق از طریق دفتر اصلی گروه دارسی درخرمشهر پیام (تلگراف)کوتاه و آمیخته از رازش را به دارسی مخابره کرد. آنگاه رینولدز با شتاب خود را به نفتون رساند و با دستور او گودال بزرگي در فاصله 220 متري چاه حفر شد و جريان نفت را به سمت آن هدایت کردیم.

فرزند 70 ساله الله داد با تعجیل و مصرانه اما يادگار ماندگار پدر را واشكافي مي كند تا همواره به ياد داشته باشيم رنج ها و مصيبت هايي كه در دل تاريخ كهن اين سرزمين براي چيزي كه اكنون به داشتنش و مهمتر از آن به تاريخ كهنش دل داده ايم و ثمره تلاش بزرگ مردان سرزميني است كه دل در گرو آباداني مام ميهن داشته اند و نهفته مانده است را عميق لمس كنيم.

الله داد مهوش متولد 1256 خورشيدي از سرزمين كهن بختياري در هنگام كوچ ايل خود در نزديكي لردگان از توابع استان چهارمحال و بختياري چشم به جهان گشود. الله داد تنها چند روزه بود كه به همراه ايل خود به شيراز كوچ كرد. كوچ آن سال ايل همزمان بود با قحط سالي در بسياري از نقاط ييلاقي، اما شيراز مي توانست مامني باشد و پناهگاهي تا اندكي مرتع براي گوسفندان و كشت و زرعي براي مردمان جست و اينگونه بود كه بسياري از ايل، هيچ گاه از شيراز بيرون نرفتند و اين سكونت دوستان و آشنايان عاقبت براي الله داد در سنين نوجواني پايگاه موقت خوبي شد تا الله داد 13 ساله را به دليل معيشت سخت و تنگ آن روزگاران از سرزمين بختياري به سوي شيراز كه مي شد كاري و مزدی به حد بخور و نمير يافت بكوچاند. دستمزد روزانه نخستین کارگر نفت ايران ما در قبال انجام خرده كارهاي كشاورزي و دامداري از طلوع آفتاب تا غروبش (12 ساعت كار)، تنها يك ريال بود. وضعيت بد معيشت و زندگي سخت عرصه را بر الله داد متعهد و مسئوليت پذير كه به ناچار نزد آشنايان در شيراز منزل گزيده بود دشوار و تنگ مي كرد.

سالها بعد زمانی در كوچ ييلاقي ايل، هنگام ورود به شيراز در بهار سال1276 الله داد را از حضور خارجی ها (انگلیسی ها)و نياز به كارگر در منطقه ماماتين رامهرمز خوزستان مطلع مي كنند و اينگونه بود كه تقدير سرنوشت تاريخي را براي نخستين كارگر جوان ايراني صنعت نفت براي حضور در گروه حفاري جورج رينولدز رقم زد.
  برگ اول شناسنامه الله داد

 
 
برگی دیگر از شناسنامه الله داد
 
تا الله داد فرصت عزم سفر كند بهار خوش شيراز تموز شد. روزهاي نخست ورود به منطقه ماماتين تا از كوههاي دلا، تاراز، منار و سپس ارتفاعات اطراف بگذرد بر الله داد بسيار سخت گذشت همچنان كه بادهاي گرم موسمي از تابستان سوزان ماماتين حكايت مي كرد علفزارها و سبزه هاي خودرو ارتفاعات به زردي مي گراييد و دسته هاي عشاير كوچ تابستاني خود را آغاز كرده بودند.

الله داد با پرسش از عشاير ميان راه به چادرهاي سفيد رنگ برافراشته شده بر دامنه يكي از بلندي هاي اطراف ماماتين رامهرمز هدايت شد. مردي به نام « سي مارك » درخواست الله داد را براي كار در گروه حفاري با حقوق روزانه 2 ريال پاسخ مثبت داد و الله داد خسته از پيمودن فرسنگ ها اما مجذوب از فضاي كار جديد پذيرفت.

نخستين روز كار الله داد در پشت ميز چوبي آموزشي براي آشنايي با ابزار و لوازم حفاري و وسايل فني مانند آچار و لوله گير و تيغ برش گذشت واين البته يادگيري زبان انگليسي را واجب مي نمود. الله داد حافظه خوبي داشت چرا كه با انگيزه بود و فضاي با نظم كار بر روي دكل كه با اندكي جيره روزانه همراه بود او را بيشتر مجذوب مي كرد.

كار خوب و دقيق الله داد مورد توجه ويلسون و ديگر حفاران انگليسي قرار گرفت علاقه آنان به « مالا» نه تنها به دليل كيفيت كار فني او كه بيشتر به واسطه حافظه و استعدادي بود كه در يادگيري زبان انگليسي از خود نشان داد. سالها اقامت و كار در شيراز نيز ره آورد بزرگي براي الله داد داشت. او كليله دمنه، ديوان حافظ، گلستان و بوستان سعدي حتي شاهنامه و مهمتر از همه قرآن کریم و نهج البلاغه را به خوبي فرا گرفته بود و از بر مي خواند.

الله داد در هيچ كاري اهمال نمي كرد. اين ويژگي خاص شخصيتي و شغلي الله داد علاوه بر آن محافظت و مراقبت از ويلسن و شايد نجات جان او پس از گازگرفتگي ناشي از فوران نفت خام، خود عوامل مهمي بود كه مالا به عنوان سركارگر ارتقا يابد و با تعريف يك كد پرسنلي و تعيين حق دستمزد و رديف حقوقي به ميزان ماهانه 90 ريال، به استخدام شركت نفت آنگلو- بختياري در آيد.

الله داد از تابلو و لوگوي شركت رينولدز نيز سخن گفته است؛ تا پيش از تاسيس شركت نفت ايران - انگليس، درست پس از حفر نخستين چاه، يك تابلو كوچك در محل حفاري چاه نخست نصب شد كه بر روي آن نوشته شده بود: The Anglo- Bakhtiari Oil Company و بلافاصله كارت هاي حضور و غياب، شناسايي و كارت هاي ويژه غذا به مهري با همين عنوان ممهور شدند.

به گفته الله داد نامگذاري شركت با اين عنوان موجب شد تا بسياري از بزرگان و خوانين بختياري به انگليسي ها علاقمند شده و براي آنها مهماني و ضيافت هاي ناهار و شام ترتيب دهند. و اين سياستي بود كه گروه دارسي براي جلب حمايت حكومت محلي اتخاذ مي كرد كه كاملا هم موفق بود هرچند درست پس از حفر دومين حلقه چاه در مسجد سليمان نام شركت به شركت نفت ايران - انگليس در سال 1288 تغيير كرد و این خود تاثیر بسزایی در جلب توجه و حمایت حكومت مركزي وخوانین بختیاری از دارسی داشت.

الله داد همچنین از لحظه های موعد پرداخت حقوق کارگران ایرانی اینچنین سخن گفته است؛ یک روز پیش از پرداخت حقوق، اعلان عمومی می شد. کارگران در ساعت مقرر شده مقابل میز آکانتنسي (حسابداری) صف می کشیدند و ژتون دستمزد ماهانه خود را در مقابل امضای یک رسید پرداختی تحویل می گرفتند و آنگاه می توانستند آن را در خزانه آکانتینگ به عنوان پس انداز نگه دارند و یا اینکه حقوق خود را از مسئول صندوق دریافت کنند.

البته حقوق و تسهیلات کارگران ایرانی در مقایسه با آنچه کارکنان انگلیسی و هندی از آن برخوردار بودند وضعیت مناسبی نداشت. کارکنان انگلیسی از دریافت حق بدی آب و هوا، حق مسافرت، حق خرید مشروب و مهمتر حق دوری از وطن علاوه بر دریافت حقوق هفتگی خود برخوردار بودند.

جيره كارگران شامل شكر، روغن، آرد، حبوبات، پارچه اي به نام چيت و لباس كار  (بيلرسوت) بود حال آنكه کاركنان انگليسي علاوه بر استفاده از كالا و خواربار بيشتر، برای خرید سبزیجات و میوه جات، سیگار و مشروب،  مسافرت، لباسشویی، خرید لوازم ورزشی، پست و تلگراف و حتی هزینه دستمزد مستخدم، ماهانه مبلغي را دريافت مي كردند.

در فيش حقوقي (Statement) یک کارمند و یا کارگر انگليسي شاغل در شركت نفت ايران و انگليس پرداخت هاي عجيبي به چشم مي خورد به گونه ای که آنان ماهانه بیش از 300 پوند برای موارد یاد شده هزینه می کردند.

الله داد عادت داشت براي تكلم و خطابه از اشعار فردوسي و حافظ و سعدي استفاده كند و ضرب المثل هايي از كليله و دمنه بياورد. از سوی دیگر گل نسا همسر الله داد با استفاده از این قابلیت شوی خود، در حفظ قران کریم و برخی ابیات و اشعار شاعران بی بهره نماند.
الله داد و همسرش گل نسا
 
الله داد به خوبی می توانست در بحث و جدل های تاریخی با انگلیسی ها استفاده از نفت و مشتقات آن را در نزد ایرانیان باستان اثبات کند. او در تایید مباحث خود به اشعار فردوسی استناد می کرد و می گفت:
همي ريخت هر گوهري يك رده          چو از خاك تا تيغ گشت اژده
بسي نفت و روغن بياميختند              همي بر سر گوهران ريختند
و همچنين
به ميخ و به مس درزها دوختند         سوار و تن و باره افروختند
بگردون همي راندند پيش شاه           درونش بيا كنده نفت سياه
و نيز
سكندر بديد آن پسند آمدش             خردمند را سودمند آمدش
به اسب و به نفت آتش اندر زدند        همه هنديان دست بر سر زدند
از آتش بر افروخت نفت سياه             بجنبيد از آن كاهنين بد سپاه
الله داد مدام براي انگليسي ها سروده هایی مي خواند و ترجمه مي كرد و از اکتشاف نفت توسط ایرانیان، آگاهی آنان به ارزش آن و اهميت اين ماده حياتي نزد ايرانيان با همكاران خود به مباحثه مي نشست.

از سوی دیگر گل نسا مدیریت خانه را به خوبی انجام می داد و در موفقیت های شغلی الله داد و تلاش برای فراگیری خواندن و نوشتن فرزندان سهم ویژه ای داشت. الله داد حساسیت فوق العاده ای به افزایش سواد فرزندان داشت، آموزش و ادامه تحصیل را از واجبات می دانست.

الله داد در کنار دختر و نوه هایش
 
 
فرزند الله داد مهوش از یک خاطره زیبای پدر این چنین سخن می گوید؛ تابستان سال 1326 بود که سی مارک و الکینگتون به همراه دو تن از کارکنان انگلیسی دکل شماره یک، برای تجدید خاطرات و یک مسافرت کوتاه به مسجد سلیمان آمدند. به محض ورود به شهر، از سرایدار بنگله يك خواستند تا الله داد را از ورود آنان و ملاقات با او با خبر کنند. الله داد، سی مارک و الکینگتون روز و شب های پر فراز و نشیب آن روزها را مرور می کنند و آنگاه الله داد از عملکرد بد مسئولان شرکت نفت ایران - انگلیس نسبت به بی توجه ای آنان به اهمیت چاه شماره یک که آن روزها در نزدیکی آن محل اتراق چارپایان و استراحت کاروان های باری و تجاری شده بود، گله مند می شود. الله داد خطاب به سی مارک می گوید: شما با این چاه نفت انگلیس را به بریتانیای کبیر تبدیل کردید و توسعه دادید، در شان و عظمت این چاه نیست که هم اکنون محل اتراق چارپایان در یک فضای مشمئز کننده باشد. سی مارک از الله داد راهکار و پیشنهاد می خواهد که الله داد توصیه می کند چاه شماره یک محصور شده و به محلی برای بازدید (موزه) مسافران و گردشگران تبدیل شود. سی مارک بعد از ظهر همان روز با مدیران شرکت نفت بر اجرای پیشنهاد الله داد تاکید می کند و بعد از چند روز محل اتراق کاروان ها به نقطه دیگری منتقل شده و چهار سوی چاه شماره یک نیز محصور می شود.
و شايد تلاش الله داد بود كه امروز ما مي توانيم آثار تاريخي آن روزها را در موزه نفت مسجد سليمان ببينيم و به تاريخ يكصد ساله صنعت نفت ايران بباليم.

منبع خبر: پایگاه 100 سالگی نفت

عوامل موثر بر سوخت كامل گاز طبيعي و استفاده بهينه از آن

تامين هواي كافي براي سوخت كامل گاز . هر متر مكعب هنگام سوختن نياز به حدود10 متر مكعب هوا دارد و هرچه شعله آبي رنگ تر باشد نشاندهنده رسيدن هواي كافي برا ي سوخت مي باشد.

استفاده از فيلتر گاز در وسايل گاز سوز و تميز كردن به موقع آن

استفاده از كلاهك تعديل جريان محصولات احتراق در وسايل گاز سوز

انتخاب ظرفيت (قطر) مناسب براي دودكش ها

عايقكاري صحيح مخزن آبگرمكن و منبع دوجداره تبديل انرژي در موتورخانه ها و عايقكاري منبع انبساط در پشت بام‌ها

بيشترين اتلاف انرژي حرارتي در ساختمانها از طريق پنجره ها مي باشد لذا بكارگيري مصالح ساختماني مناسب و استفاده از پنجرههاي دو جداره دركاهش مصرف انرژي بسيارموثر مي باشد.

مشخصات گاز طبيعي

گاز طبيعي گازي است بي رنگ ، بي بو و سبك تر از هوا . براي تشخيص نشت گاز ،در ايستگاههاي دروازه ورودي شهرها به آن مواد بودار كننده اضافه مي كنند تا ايمني مصرف كنندگان گاز طبيعي تامين گردد . ارزش حرارتي هر متر مكعب گاز طبيعي تقريبامعادل ارزش حرارتي يك ليتر نفت سفيد مي باشد . 

پالايش و آماده سازي گاز طبيعي براي مصرف

گاز طبيعي به هنگام استخراج داراي ناخالصي هايي مانند شن و ماسه ، آب شور و ;گازهاي اسيدي مي باشد كه در پالايشگاههاي گاز تصفيه شده و به صورت گاز قابل مصرف در مي آيد . گاز پالايش شده از طريق خطوط لوله انتقال گاز فشار قوي ;به شهرها و مراكز مصرف منتقل مي شود   

منشاء گاز طبيعي

بقاياي گياهان و جانوراني كه اجساد آنها طي ميليونها سال به قسمت هاي زيرين درياچه ها و اقيانوسهاي قديمي رانده شده بتدريج تجزيه و به صورت عناصر آلي  درآمده وبراثرفشار و گرماي دروني زمين به  نفت  و گاز  تبديل و در مخازن زيرزميني و در عمق سه تا چهار هزار متري و با فشار حدود چند صد اتمسفر ذخيره گرديده است .